بنام خدا
وقتي انسان يكبار تلويزيون اپوزيسيون خارج را روشن كند . در مي يابد كه اگر ما رنجي ميكشيم براي خود ميكشيم . اگر مبارزه ميكنيم براي خود ميكنيم و اگر حرفي داريم در چارچوب منافع ملي و اعتلاي كشور خود خواهيم زد .
با اعلام خبر پيروزي محمود احمدينژاد در انتخابات كاملا مشكوك . چند ميليون انسان به خيابانها ريختند و نشان دادند كه اكثريت مطلق ملت حرفش چيست . جنبشي متولد شد با نام جنبش سبز. و همراه با آن فعاليت گسترده عداه ايي در خارج براي منحرف ساختن هدف اين جنبش . ميرحسين زنده باد و كروبي پاينده باد نشان از اميد ملت به اين شخصيت هاست . در خلا رسانه ايي جنبش سبز و بي تدبيري رسانه ملي ! جا براي مانور عده ايي خارج نشين و خوشگزران باز شد كه اعلاميه بدهند و خود را رهبر جنبش معرفي كنند .
كمي توجه به تلويزيون voa نشان ميدهد كه از حدود دو سه هفته ي پيش تمام تلاش اين تلويزيون و عناصر پشت پرده آن در راستاي تخريب جايگاه مهندس ميرحسين موسوي و آيت الله مهدي كروبي در درون جنبش آزاديخواهي ملت ايران است . آنان تا اينجا پيش رفته اند كه خبرهاي جنبش سبز و مواضع آن را به نقل از محسن مخملباف و سازگارا و نوريزاده اعلام ميكنند .
براي بنده بسيار جالب و حيرت آور بود كه مجري voa نقل ميكرد كه : محسن مخملباف بعنوان يكي از سخنگويان جنبش سبز! اعلام كرده است كه مردم ايران! بدنبال انرژي هسته ايي نيستند .
آيا نظر مردم ايران با كسي يا كساني كه سالها ملت را رها كرده اند و با حمايت غرب به دامانشان گرويده اند يكسان است؟ آيا نظر ملت بجز دستيابي به انرژي صلح آميز هسته ايي بعنوان يك حق مسلم با حداقل هزينه مادي و معنوي است؟ چه شده است عده ايي با طرز فكر ناهمگون با ملت خود را جاي موسوي ها و خاتمي ها ميگزارند ؟ آيا نابخردي اين افراد بجز فشار بر رهبران و اعضاي جنبش متاعي ديگر به همراه دارد؟
نماي ديگر اين صحنه هاي رنج آور اقدامات بسيار بي پشتوانه اين افراد و حاميانشان براي جنبش است . با خبر شديم كه اين افراد به مناسبت 13 آبان رو مبارزه با استكبار الواحي را آماده تحويل به سفراي آمريكا در چندين كشور كرده اند كه محتواي آن چيزي جز ننگ براي كشور به همراه ندارد . /عذرخواهي از آمريكا/ .
مگر آمريكا بابت كودتاي 28 مرداد از ايران عذرخواهي كرده است؟ مگر همين ايالات متحده بابت انهدام هواپيماي مسافربري ايران به ايران و ملت آن پيام عذرخواهي فرستاد؟ آيا دولت آمريكا در مقابل حمايت بيدريغش از حمله صدام حسين ملعون به ايران از ملت ما عذرخواهي كرد؟
اين افراد تمام تلاششان را بكار بسته اند تا جايگاه مستحكم مهندس ميرحسين موسوي و آيت الله مهدي كروبي را در جنبش لرزان سازند . ولي ملت به سركردگي اينها به جنبش سبز رسيد و با آنها جنبش را پيروز خواهد ساخت . امروز دلم شاد شد وقتي شنيدم مردم شعار ميدادند : يا حسين . ميرحسين . مرگ بر ديكتاتور
* تسخیر سفارت امریكا به وسیله دانشجویان مسلمان پیرو خط امام باید با شناخت شرایط زمانی و تاریخی خود، هم در عرصۀ داخلی و هم در عرصۀ بین المللی مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. توصیف و تحلیل آن واقعه بر پایه شرایط امروز و بدون توجه به واقعیات آن زمان به همان اندازه اشتباه است كه بخواهیم در باب مسائل امروز جامعه بر مبنای شرایط و معیارهای آن روز و آن زمان قضاوت كنیم، موضوعی كه متأسفانه در سالهای اخیر به آن بی توجهی شده است.خیزم بروم چو صبر نامحتملست........جان در قدمش کنم که آرام دلست
و اقرار کنم برابر دشمن و دوست............کانکس که مرا بکشت از من بحلست
بنام خدا
در حالي كه مسئولين و مردم هر از گاهي درخواست ارتقا نمايندگي آموزش و پرورش را مطرح ميكنند . خبري بسيار ناگوار و عجيب ذهن من را به خود مشغول ساخت .گاهي صحبتهاي زياداز حد بعضي كه مدام ميخواهند از پيگيري خود تعريف و تمجيد كنند بر ذهن آدم تاثير ميگزارد . در اين صورت است كه شايد انسان علي آباد را دهي حساب كند .
خبر بسيار بدي كه بايد سبب شرم براي مسئولين و شوراي اسلامي شهر شود تعطيلي شوراي حل اختلاف جناح و رفتن مردم به كهتويه براي حل مشكلاتشان است .
كسي نيست كه از آقاي احمدي بپرسد كه آيا شما اين مسئله را پيگيري كرده ايد يا طبق معمول سورتجلسه اش را موجود ساخته ايد؟ اگر پيگيري بوده چرا به نتيجه نميرسد؟ نبايد كمي باعث خجالت مسئولين وشورا باشد كه پس از مراجعه مردم براي هر كاري به اين طرف وآنطرف حالا شوراي حل اختلافي كه در روستاها مستقر است هم مقصد بعدي مراجعه مردم به خارج از شهر باشد؟
بنظر من بازي با كلمات و خيلي خوش صحبت كردن به كسي بزرگي نمي بخشد . هدف حقير از درج اين مطلب در وبلاگ آن است كه شايد تلنگري باشد بر كساني كه مسئولند ولي مسئوليت پذير نيستند . شايد كاري كنند كه مجموعه هاي سطحي چون شوراي حل اختلاف برپا شود .نه آنكه تا نماينده مردم يا مسئولي به اينجا سفر كرد صداها بلند شود كه ما اداره ميخواهيم . سوال اين است كه آيا شما فكر نميكنيد كه چوب اختلافتان بر سرتان بخورد و اداره تان هم مانند اين مجموعه به تعطيلي كشيده شود؟
كساني كه در شورا ي شهر بايد پيگير مسائل مردم باشند . آيا فكر نميكنند كه اين مردم هم حقي بر گردنشان دارند؟ و اگر اين حق را احساس ميكنند بر پيگيري مشكلات مردم كمي سرعت ببخشند .
به اميد بهروزي همه
آن سست وفا که یار دل سخت منست............شمع دگران و آتش رخت منست
ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف..........جرم از تو نباشد گنه از بخت منست
به نام اوكه زيباترين نام برايش سزاوار و بزرگترين صفات برازنده اش است.
رساله نامه حضرت شيخ محمد عقيل مدني . رييس شوراي شهر ي كه راي داد به ميرحسين موسوي
بگوييم و نگويييم براي همه آشنا . از آنطرف فرش تا سر عرش و كبريا . آن كه شعارش طرفداري مردم بود . در كوچه تعصب طرفدار افكار سيد اهل قلم بود . آن بلند كننده صداهايي در بازي فوتبال . سر بازي تيم مهر با تيم مطبوعش گازال . آن پير ولي جوان در شورا . آن حمايت كننده از طرح چيزها . آن حامي سلسله محمودي ها . او كه شعارش با عمل يكي باشد . اندر خم كوچه بر منافع ارجحش داند . آنكه عامل اصلي مشكلات محمد علي رضايي بيند .با آن زبان پرحرفش محمود را بزرگترين اصلاحطلب خواند . پس او را معرفي نماييم به شما . آن خادم هميشه دست به سينه و درجا .
او كسي جز يك جوان رعنا در ذهن مجسم نكردندي ... شيخ الروئساي شوراي جناح . محمد عقيل مدني
آرائنا جميع له الفداه
آورده اند كه به هنگام راي گيري شوراي شهر امام جمعه . آن پير فرزانه . آن نور داخل خانه . شيخ ما و رهبر طيف مقابل را فراخواندي و آنها را از هر حيث مستفيظ فرمودندي . پس از ْآن دو طيف شروع به بحث و هيپنوتيزم دو شخص مذكور كردندي . طيف اول درزند بود كه به طرف رضايي رفت و طيف دوم پير شهر بود كه به طرف شيخ ما حمله ور شدندي . چنان در چشمان شيخ ما خيره بشد كه شيخ با آن همه جمالات و خصالات نزديك بود تا كوتاه بيايد . در اين لحظه بود كه بنده خدايي خبر آورد كه پيرا . رضايي كوتاه آمد . ودر اين لحظه شيخ ما سرود يار راهنمايي را چنان بلند خواند كه گوش قادري را سنگين كردندي و با اين وضعيت چنان بر قد و قواره صالح احمدي فشار آورد كه ديسكهايش شديدا آسيب خورد .
وقت انتخابات رسيد و انتخاب صدر اعظم كشور . شيخ در جلسه ايي قصد خود را خواست انتخاب كند . پس از كلنجار فراوان گفت همانا محمود را بهترين يافتم . بعد از آن گوشه شهر خبر رسيد كه رضايي شديدا براي محمود تبليغ ميكند . حتي رساله ي موبايلي هم ميفرستد . شيخ ما متحير نشست و شديدا به دكتر خيره شد . دكتر او را نصيحت بكرد كه افكار عامه از سبزي حمايت ميكند . او متوجه نشد . گفت يعني سبزيجات را بسيار دوست دارند ؟ . دكتر باز گفت كه از حسين . ميرحسين افتاد؟ شيخ كه دو هزاريش تازه افتاده بود رو به صالح احمدي كرد و گفت : روز انتخابات كه من فقط يكبار اسم محمد علي را بياورم صندوق پر از اسم من ميشود . پس با لبخندي كه صالح هم به نشانه رضايت زد . شيخ ما گفت :
رضايي يلي بود در سده .... منش كردم احمدينژاد توي ده
كار به اينجا ختم نشد شيخ ما در همان وضعيت هيجاني رفت به بستك . در جلسه ايي او را خواندند كه شيخا بيا و به فيض برسان . شيخ ما نميدانست كه چگونه راه مستفيظ كردن باشد . فرياد بر آورد كه من احمدينژاد را بزرگترين اصلاحطلب ميدانم . تا پايان جلسه چنان مورد لطف حضار قرار گرفت كه شيخ فكر كرد كه بايد ديگر سنگ تمام بگزارد . در وصف طريقت مورد علاقه اش چنين سرود :
جلسه به پايان رسيد و به پايان رسيد شوق .... ما همچنان در اول از تمجيد تو مانده اييم
پس اين بود رساله شيخ متين جلو دكان پولاد . علاقه مند شديد به ماكاروني لاد . اين بود زندگي نامه شيخ مدني . هميشه سوار بر ماشين كمري . شيخ ساكن محله بالا . در بحث تعصب بود بسيار دانا . شيخ زير دست صالح احمدي . در تصميمات ميشود سرور صالح احمدي . او كه ميگويند به شهردار شدن دستپاك راي نداد . ضامن گرگ شد ولي تن به مصالحه با رضايي نداد .
منتظر رساله هاي بعدي باشد
منتظر نظرات همه شما
خدانگهدار
بنام خدا
پيروزي گازال برمهر و قهرماني اين تيم ريشه دار در فوتبال شهرستان جاي تبريك همه از جمله ما را خالي نگذاشت . بنده ضمن تبريك صميمانه خودم به تيم گازال . خصوصا مسئولين و بازيكنان . به طور ويژه بازي جوانمردانه . زيبا و تماشايي محمد صالح جان جان را در سن بالايش به او تبريك ميگويم و براي هر دو مورد اشاره شده آرزوي عزت و سربلندي توام با پيروزي را دارم .
نميتوان از اين بازي حرف زد و به دوستي صميمانه تيم بهزيستي با مهر اشاره نكرد . حضور دو بازيكن اصلي تيم بهزيستي و بازي بسيار بسيار جدي آنها در تركيب ثابت و نود دقيقه مهر امري عادي نيست . شايد گفته شود كه بازيكن تقويتي مسئله ايي رايج ميان تيم هاست . ولي سوال ايجاد ميشود كه چگونه تيم هايي كه روزي سايه هاي هم را با تير ميزدند . امروز ميشوند رفيق جونجوني ؟ بنظر من اختلاف و تعصب بسيار براي شهر ما موجب بدبياري ها شده است .بنظرم اينكه دو تيم بر عليه قطبي از فوتبال شهر متحد شوند راهي به سوي كاهش اختلافات نيست .
ما يادمان نميرود كه بعد از بازي بهزيستي و گازال و آن دعواي كذايي . چه اتهاماتي كه از طرف يك تيم (و البته بزرگترهاي آن) به پيشكسوتان تيم ديگر وارد نشد؟ آيا اين بحث ها موجب پيشرفت ما ميشود ؟ اگر آن بحث پس از خاموش شدن مسكوت ميماند جاي خوشحالي بود ولي اينكه در آستانه بازي و نبردي حساس دوباره نمك بر زخم پاشيده شود جاي نگراني است
نا گفته نماند كه اين بحثهاي دامن زننده به اتحاد مردم تنها از يك سوي ماجرا نيست . بنظر من هر دو طرف به دلايل مختلفي سهيم اند .
اصولا تعصب در جامعه ما بيشتر مخصوص بزرگتر هاست . به وضوح مشاهده ميشود كه در بين جوانان اين بحث ها بشدت كمرنگ است . ولي با سر آزير شدن جوانترها به زير بازوي تربيتي كساني كه خود پمپاژ تعصب هستند . عامل ادامه اختلافات همچنان پاينده ميماند . پس بر والدين و بزرگتر هاست كه با اصلاح روش و منش خود راه پيشرفت فرزندان و شهر خود را هموار سازند .
بنظر من به طور كلي جناح ظرفيت دارا بودن ۵ تيم فوتبال را ندارد . از شما سوال كنم كه تيم اميد (شهرداري) چه فعاليت چشمگيري دارد؟ بهتر نيست بجاي اينگونه تيمها ما سرمايه گزاري بر تيمهاي گازال.بهزيستي و تلاش گسترش يابد؟
تعصب جاي برداشت سو را خالي نميگزارد يا برعكس .
نمونه بارز ضرر زدن اختلاف همين شوراي شهر است كه در بسياري موارد بجاي اينكه براي مردم منشا خير باشد . ميشود چوب خود مردم بر سر خودشان . چرا بعضي نميخواهند اجازه دهند تا عده ايي جوانتر تركيب شورا را تشكيل دهند كه تفكرشان به دور از جبهه گيري معمول باشد؟ اينكه يكي از اعضاي شورا به درخواست امام جمعه شهر اين پاسخ را دهد كه :
يا در همين جلسه سخنراني تبليغاتي مردم اعلام مخالفت كنند يا در صندوق راي .
معلوم است كه ميداند كه خيلي ها نظرشان اين است كه فقط فلاني راي نياورد حالا هركس باشد اشكالي در آن نيست . و همچنين راي دادن كوركورانه خيلي افراد با استفاده از تعصبشان .
آيا در اين مورد چيزي جز ابراز تاسف كارساز است؟
کس نیست که غم از دل ما داند برد..................یا چارهی کار عشق بتواند برد
گفتم که به شوخی ببرد دست از ما...............زین دست که او پیاده میداند برد
پس به اميد روزهاي بهتر
خدا نگهدار